همیشه می دانستم که هرگز فراموشم نخواهد شد - تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 3:03
همیشه می دانستم که هرگز فراموشش نخواهم کرد . در لحظه لحظه ام می دانستم . تنها یک تقلای بیهوده بود . گاهی خودم را در این تقلا گم می کردم .اما هرگز نمی توانیم کسی را برای بار دوم ، حتی در همان شخص ملاقات کنیم . اما مهلک ترین اتفاقی که برایم می افتاد دلتنگی غیر قابل وصفی بوده که حس می کردم . گویا چیزی ...
تو فکر یه آشوبم ... - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:56
سخت ترین پنجشنبه عمرم بود ، نه ... شایدم بدترین روز عمرم بود. روحتو لمس کردم ، حال بد رو تو چشمات دیدم حال بدی که باعثش فقط و فقط خودمم حس نفرت از خودم ، از عشقم ، از احساسم ... میدونی ع؟ هر جور حساب میکنم درست جور نمیاد ... آرامشت رو بیشتر از کنارم داشتنت میخوام ... برای ارامشت دنیا رو باید بهم زد ...
روزهای سخت - تاریخ: 1396/4/18 ساعت: 11:56
این روزا خیلی بیشتر به خودم سخت میگیرم بعضی وقتا دست میندازم و جلوی گلوم رو میگیرم و بغضشو خفه میکنم دوست داشتنت سخته و جلوشو گرفتن سخت تر ... هرچقدر دلمو خالی میکنم باز پر میشه از یادت... اون موقع است که گریه حرفیه که قلبم میگه وقتی لبام نمیتونن شدت دردمو توضیح بدن ... فقط میتونم بگم دوستت دارم ......